محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
386
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
من تو را به مردمت فرمانروا ساختم ، از اين رو ، تا آنگاه كه ايشان نماز بگزارند و زكات دهند ، آنان را در شمار كسانى دان كه در زير پوشش كارگزارى تو هستند . پس هركس از فرمانبران تو اين نوشتهء مرا بشنود و سر از فرمان تو بپيچد ، او را از سوى خداى عزّ و جلّ ياورى نخواهد بود . و السلام . 1 . نام عنز : قوقل ، پسر عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج بن حارثه بوده است ( جمهره ، 354 ) . - م . ( 1 ) 235 به رعيهء سحيمى ( از قبيلهء عرينه ( 1 ) ) ابن طولون ش 11 / 1 ؛ ابن حنبل 5 / 285 - 286 ؛ الإصابة ، ابن حجر ، ش 2644 ؛ أسد الغابة 2 / 176 - 177 ؛ الاستيعاب ش 798 ؛ كنز العمّال ، ج 2 ش 6420 - 6422 ؛ تعجيل المنفعة ، ابن حجر ، ش 321 ؛ إمتاع الأسماع ، مقريزى 1 / 441 - 43 ؛ أنساب الأشراف ، بلاذرى 1 / 382 ؛ المصنّف ، ابن أبى شيبه ( خطّى نور عثمانيه در استانبول ) ورق 98 / الف - 99 / الف . پيامبر خدا ( ص ) نامهاى به رعيهء سحيمى نوشت . وى آن نامه را ( كه بر پوستى نوشته شده بود ) گرفت و پارگى دلو خود را با آن دوخت . سپس پيامبر خدا ( ص ) گروه شبيخونى ( 2 ) روانه كرد و آن گروه ، زن و فرزندان و دارايى وى را گرفتند ؛ ولى رعيه گريخت . . . وى پس از آن ، به اسلام گرويد و گفت : اى پيامبر خدا ! زن و فرزندان و دارايى من چه مىشوند ؟ پيامبر خدا گفت : دارايى تو ، در ميان مسلمانان تقسيم گشته است ؛ ولى دربارهء خانوادهات ، جستجو كن به هر يك از ايشان كه دست يافتى از آن تو خواهد بود . متن اين نوشته ، به دست نيامده است . 1 . عرينه ، تيرهاى از قبيلهء بجيله است ( الاشتقاق ، 226 ) . - م . 2 . متن « سريّة » ( گروه شبيخون ) : آن دسته از پيكارگران مسلمان را مىگفتند كه پس از انجام دادن مأموريت خود ، شب هنگام ، به سرزمين اسلام ، رسيده باشند . ريشهء اين واژه ، از السّرى به معنى راه پيمودن در شب است . اين گروه براى آنكه هيچ كس از حركت ايشان آگاه نگردد ، شب هنگام راه مىپيمودند ( غريب الحديث ، ابن قتيبه 1 / 227 ) . - م .